تبلیغات
ظهوریار - نهایت بخشندگی
» میلاد یار مبارک...
» همین...
» قبرها...
» جایگاه صبر در مراتب بندگی
» چه روزها...
» اندكی دیگر صبوری میرسد دیدار یار...
» نقشه ی جنگهای امام زمان (عج)
» اگر بگویم ظهور واقع شده چه می گویید؟!
» بررسی احادیث وجود ۵۰ زن در بین یاران امام زمان(عج)
» مشتاقان دیدار مهدی فاطمه (س) به هوش باشید ... (پست ثابت)
» شرایط ظهور امام زمان (عج)
» سید خراسانی و یمانی و ارتباط آن با امام خامنه ای و سید نصرالله (نشانه ظهور)
» تو هم مواظب نگاهت باش تا هوا گرم تر نشود!
» نشانی از علائم آخر زمان
» بانو!
» خواهرم...
» السلام علیك یا علی بن موسی الرضا (درد دل)
» دانلود روضه امیر المومنین (ع) از حاج محمود كریمی
» احادیث امام علی (ع)
» دانلود دعای ندبه
» حدیث انتظار
» جهت اطلاع و آگاهی!
» دوست شهید
» چند روایت از دیدار...
» محتاجم به دعایت یا مهدی...
» یا ابا صالح مهدی (عج)
» «شعر امام زمان»
» نقل قول عجیب آیت الله ناصری از آیت الله بهجت (ره)در مورد نزدیکی فرج
» امام حسین(ع) از یادها نخواهد رفت...
» معراج پیامبر
 ظهوریار
طرح بیعت با امام زمان (عج)

طرح بیعت منتظران با امام زمان (ع)

دوست شهیدت كیه ؟
درباره ی ما عاشقان
مینویسم برای مهدی فاطمه (س)
مینویسم برای منتقم فاطمه (س)
ـــــــــــــــــــــــــــ
باعرض سلام خدمت تمام بازدیدکنندگان محترم،امیدوارم وبلاگ من نظر شما را جلب کرده باشه،لطفا برای بالا بردن سطح وبلاگ واداره ی بهتر آن در نظرسنجی یا نظرخواهی وبلاگ ما شرکت کنید.
کپی برداری از مطالب با ذكر صلواتی برای سلامتی و ظهور امام زمان (عج) مجاز است...
باتشکر

********
یا مهدی...ی‍‍ابن رسوالله
برس به دادم كه گنه كارم...
آقای من برایم دعا كن...
دعا كن برای ترك گناهانم...
دعا كن برایم...دعا كن برایم
كه محتاجم به دعایت یامهدی...
پس...
حرف آخر...
"سید و مولای ما دعاكن برای ما"

********
ای آنکه در نگاهت حجمی زنور داری

کی از مسیر کوچه قصد عبور داری؟

چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابی

ای آنکه در حجابت دریای نور داری

من غرق در گناهم، کی می کنی نگاهم؟

برعکس چشمهایم چشمی صبور داری

از پرده ها برون شد، سوز نهانی ما

کوک است ساز دلها، کی میل شور داری؟

در خواب دیده بودم، یک شب فروغ رویت

کی در سرای چشمم، قصد ظهور داری؟

...................

گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن
گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن


گفتم به نام نامیت هر دم بنازم
گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم


گفتم که دیدار تو باشد آرزویم
گفتا که در کوی عمل کن جستجویم

گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن
گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن

گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن
گفتا ز تقوا کسب عز و آبرو کن

گفتم دلم با نور ایمان منجلی کن
گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل کن

گفتم ز حق دارم تمنای سکینه
گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه

گفتم رخت را از من واله مگردان
گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان

گفتم به جان مادرت من را دعا کن
گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن

گفتم ز هجران تو قلبی تنگ دارم
گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم

گفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن
گفتا به آب دیده دل را شستشو کن

گفتم دلم از بند غم آزاد گردان
گفتا که دل با یاد حق آباد گردان

گفتم که شام تا دلها را سحر کن
گفتا دعا همواره با اشک بصر کن

گفتم که از هجران رویت بی قرارم
گفتا که روز وصل را در انتظارم
خادمان وبلاگ
پیوندهای روزانه
» عینک آفتابی زنانه
» بیا تو آرام موزیک
» گن لاغری اسلیم لیفت
» just fun
» تبادل لینک
» عینک آفتابی
» دانلود رایگان
» اسلیم لیفت مردانه
» مرجع دانلــــود رایگان+فروشگاه
» وطنیم ایران.آنا یوردوم آذربایجـــــــان
» کارلو پروجی
» خنده برای همه
» ღدلتنگم ღ
» آهنگ جدید مرتضی پاشایی
» خرید عینک های ریبن
» خرید چای لاغری دکتر سینا
» خرید عینک آفتابی ارزان
» خرید عینک آفتابی
» خرید عینک
» عینک های آفتابی
» عینک آفتابی اصل
» اس ام اس عاشقانه
» عینک آفتابی مردانه
» خرید عینک آفتابی مردانه
» خرید عینک آفتابی اصل
» خرید عینک ریبن
» خرید عینک های آفتابی
» فروش عینک آفتابی
» تور مشهد
» دوربین مداربسته
» عینک دودی ویفری
» اموزش تفریح.مد.ارایش.طنز
» خط تولید ماشین آلات
» عینک دودی
» فروشگاه ساز
» عینک ویفری
» فروش کیف
» خرید ساعت مچی
» فروش عینک آفتابی
» فروش ساعت دیواری
» خرید عینک دودی
» ساعت مچی
» عینك دودی
» نقاشی ساختمان
» بیتوته / سرگرمی تفریحی
» فانی چت روم
» سایت تفریحی فانی فاز
» خرید اینترنتی گردنبند ماه تولد و پکیج اندروید
» طبیعت روستای اواشانق
.: تمام پیوندها :.

.: ارسال پیوند روزانه :.
صفحات و مطالب دیگر
آماروبلاگ
» کل بازدید :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» تعداد کل پست ها :
» آخرین بازدید :
» آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات
وبلاگ مذهبی ظهوریار با موضوع مهدویت

ابزار پرش به بالا

لینک باکس هوشمند پردیس

رفقای ارزشی
آرشیو مطالب
نظرسنجی
به نظر شما این وبلاگ در چه سطحی قرار دارد؟



نهایت بخشندگی
+ نویسنده منتظر در 01:42 ب.ظ | نظرات()
روزی روزگاری درختی بود ….

و پسر کوچولویی را دوست می داشت .

پسرک هر روز می آمد

برگ هایش را جمع می کرد

از آن ها تاج می ساخت و شاه جنگل می شد .

از تنه اش بالا می رفت

از شاخه هایش آویزان می شد و تاب می خورد

و سیب می خورد

با هم قایم باشک بازی می کردند .

پسرک هر وقت خسته می شد زیر سایه اش می خوابید .

او درخت را خیلی دوست می داشت

خیلی زیاد

و در خت خوشحال بود

اما زمان می گذشت
و درخت اغلب تنها بود

تا یک روز پسرک نزد درخت آمد


ادامه داستان در ادامه مطلب...
روزی روزگاری درختی بود ….

و پسر کوچولویی را دوست می داشت .

پسرک هر روز می آمد

برگ هایش را جمع می کرد

از آن ها تاج می ساخت و شاه جنگل می شد .

از تنه اش بالا می رفت

از شاخه هایش آویزان می شد و تاب می خورد

و سیب می خورد

با هم قایم باشک بازی می کردند .

پسرک هر وقت خسته می شد زیر سایه اش می خوابید .

او درخت را خیلی دوست می داشت

خیلی زیاد

و در خت خوشحال بود

اما زمان می گذشت
و درخت اغلب تنها بود

تا یک روز پسرک نزد درخت آمد

درخت گفت : « بیا پسر ، ازتنه ام بالا بیا و با شاخه هایم تاب بخور ،

سیب بخور و در سایه ام بازی کن و خوشحال باش . »

پسرک گفت : « من دیگر بزرگ شده ام ، بالا رفتن و بازی کردن کار من نیست .

می خواهم چیزی بخرم و سرگرمی داشته باشم .

من به پول احتیاج دارم

می توانی کمی پول به من بدهی ؟

درخت گفت : « متاسفم ، من پولی ندارم »

من تنها برگ و سیب دارم .

سیبهایم را به شهر ببر بفروش

آن وقت پول خواهی داشت و خوشحال خواهی شد .

پسرک از درخت بالا رفت

سیب ها را چید و برداشت و رفت .

درخت خوشحال شد .

اما پسر ک دیگر تا مدتها بازنگشت …

و درخت غمگین بود

تا یک روز پسرک برگشت

درخت از شادی تکان خورد

و گفت : « بیا پسر ، از تنه ام بالا بیا با شاخه هایم تاب بخور و خو شحال باش »

پسرک گفت : « آن قدر گرفتارم که فرصت بالا رفتن از درخت را ندارم ،

زن و بچه می خواهم

و به خانه احتیاج دارم

می توانی به من خانه بدهی ؟

درخت گفت : « من خانه ای ندارم

خانه من جنگل است .

ولی تو می توانی شاخه هایم را ببری

و برای خود خانه ای بسازی

و خوشحال باشی . »

آن وقت پسرک شاخه هایش را برید و برد تا برای خود خانه ای بسازد

و درخت خوشحال بود

اما پسرک دیگر تا مدتها بازنگشت

و وقتی برگشت ، درخت چنان خوشحال شد که زبانش بند آمد

با این حال به زحمت زمزمه کنان گفت :

« بیا پسر ، بیا و بازی کن »

پسرک گفت : دیگر آن قدر پیر و افسرده شده ام که نمی توانم بازی کنم .

قایقی می خواهم که مرا از اینجا ببرد به جایی دور می توانی به من قایق بدهی ؟

درخت گفت : تنه ام را قطع کن و برای خود قایقی بساز

آن وقت می توانی با قایقت از اینجا دور شوی

و خوشحال باشی .

پسر تنه درخت را قطع کرد

قایقی ساخت و سوار بر آن از آنجا دور شد .

و درخت خوشحال بود

پس از زمانی دراز پسرک بار دیگر بازگشت ، خسته ، تنها و غمگین

درخت پرسید : چرا غمگینی ؟ ای کاش میتوانستم کمکت کنم

اما دیگر نه سیب دارم ، نه شاخه ، حتی سایه هم ندارم برای پناه دادن به تو

پسر گفت : خسته ام از این زندگی ، بسیار خسته و تنهام

و فقط نیازمند با تو بودن هستم ، آیا میتوانم کنارت بنشینم ؟

درخت خوشحال شد و پسرک پیر کنار درخت نشست و در کنار هم زندگی کردند

و سالیان سال در غم و شادی ادامه زندگی دادند …

دوستان خوبم ، آیا شرح داستان ، چیزی به یاد ما نمیآورد ؟

اکثر ما شبیه پسرک داستان هستیم و با والدین خود چنین رفتاری داریم

درخت همان والدین ماست ، تا وقتی کوچکیم دوست داریم با آنها بازی کنیم

تنهایشان میگذاریم و دوباره زمانی به سویشان بر میگردیم که نیازمند هستیم و گرفتار

برای والدین خود وقت نمیگذاریم ، آیا تا به حال به این فکر کرده ایم که پدر و مادر برای ما

همه چیز را فراهم میکنند تا ما را شاد نگه دارند و با مهربانی چاره ای برای رفع مشکل ما پیدا میکنند

و تنها چیزی که در عوض از ما می خواهند این است که

تنهایشان نگذاریم

به والدین خود عشق بورزیم ، فراموششان نکنیم

برایشان زمان اختصاص دهیم

همراهیشان کنیم

شادی آنها در دیدن ماست

هر انسانی میتواند هر زمان و به هر تعداد فرزند داشته باشد

ولی پدر و مادر فقط یک بار ….


سه شنبه 29 مرداد 1392 03:31 ب.ظ
سلام....وبلاگتون واقعا فوق العادست...
با افتخار لینک شدین...
یاعلی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبلاگ محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد و کپی برداری از مطالب با ذکر صلواتی برای سلامتی و ظهور امام زمان (عج) مجاز است...